صندلی ناهارخوری دارکین طراحی فرانک لویدرایت

صندلی های معروف تاریخ (قسمت دوم)

در این قسمت به ادامه ی معرفی صندلی های معروف تاریخ طراحی صنعتی می پردازیم:

از صندلی های مشهور دیگر در این دوره می توان به صندلی ناهارخوریدارکین” که در امریکا و با طراحی “فرانک لویدرایتمعمار برجسته آمریکایی ساخته شد و همچنین صندلی “کافه فلادرموس” اثر “جوزف هافمن” در اتریش اشاره کرد. این صندلی برخی از ویژگی های صندلی مکینتاش را داشت اما نسبت به آن انتزاعی تر و مهندسی تر بود. گرچه صندلی از چوب ساخته شده بود اما به نظر می رسید که فرم های استانداردشده بیشتری برای تولید صنعتی داشت.

صندلی ناهارخوری دارکین طراحی فرانک لویدرایت

صندلی ناهارخوری دارکین طراحی فرانک لویدرایت

صندلی کافه فلادرموس اثر جوزف هافمن

صندلی کافه فلادرموس اثر جوزف هافمن

 

صندلی قرمز و آبی با طراحی گریت ریتولد

این صندلی در سال های ۱۹۱۷-۱۹۱۸ توسط او که یک کابینت ساز هلندی بود و بعدها به معماری و طراحی روی آورد، با توجه بیشتر بر روی ترکیب بندی بصری ساخته شد. او پس از طراحی این صندلی با کارهای نقاشی پیت موندریان آشنا شد و این صندلی را طوری رنگ کرد که مانند کارهای او به نظر برسد. هر دو این کارها از مستطیل هایی با رنگ های اولیه و کادرهای مشکی تشکیل شده اند. این طور به نظر می رسد که صندلی ریتولد البته غیر از پشتی مورب آن، سه بعدی شده تابلوی موندریان است. این صندلی به عنوان نماد جنبش داِستیل De stijl شناخته شد.

صندلی قرمز و آبی با طراحی گریت ریتولد

صندلی قرمز و آبی با طراحی گریت ریتولد

 

صندلی واسیلی

این صندلی در مقایسه با سایر صندلی ها در دهه ۱۹۲۰بسیار ساده تر و ساختاری تر ظاهر شد و تنها تعداد خیلی کمی از نخبگان فرهنگی زیبایی اش را به رسمیت شناختند و اکثریت تصور استفاده از آن به عنوان یک صندلی را نمیکردند. این صندلی یک هنر انتزاعی واقعی بود که بعد ها به عنوان صندلی واسیلی معروف گردید.
این صندلی که بر خلاف اسمش هرگز برای واسیلی کاندینسکی (نقاش روسی ‏ ۱۸۶۶ – ۱۹۴۴)طراحی نشده بود در واقع شخصی به نام GAVINAکه تولید کننده ای ایتالیایی بود در جست و جوی خاستگاه و ریشه صندلی به ارتباط کاندینسکی با بویر پی برد.

صندلی واسیلی

صندلی واسیلی

 

صندلی لوکوربوزیه

لوکوربوزیه انسانی با قد ۸۳/۱ متر را در نظر گرفت و بر مبنای این ارتفاع استاندارد و قابلیت تقسیم بندی پیکر انسان ها به فواصل مبتنی بر تناسبات طلایی، چهار نقطه از بدن انسان را به عنوان نقاطی که دارای تناسبات طلایی فیبوناچی در فواصل خود نسبت به یکدیگر هستند را معرفی کرد. چهار نقطه مذکور عبارتند از کف پا، ناف، نوک سر و نوک انگشتان دست در حال بلند کرده و این بدان معناست که بر مبنای این نظام “فاصله بین کف پا تا ناف” با مجموع “فاصله بین نوک انگشتان دست با نوک سر” با “فاصله بین نوک سر تا ناف” برابری می کند. به این ترتیب وی مفاهیم اعداد فیبونانچی و عدد طلایی را به صورت عملی وارد معماری کرد.

صندلی لوکوربوزیه

صندلی لوکوربوزیه

 

صندلی “کیف لوبیا”

صندلی ای که تقریباً هیچ کدام از معیارهای “صندلی بودن” را ندارد. در سال ۱۹۶۱ فردی به نام “راشل کارسون” کتابی نوشت با عنوان «بهار خاموش» که برای اولین بار آمریکاییان را با این حقیقت آشنا کرد که کارخانجات در حال آلوده سازی محیط زیست هستند. پاگیری این مساله از سویی و پیشرفت فناوری پلاستیک در اوایل دهه ۶۰ از سوی دیگر ایده های جدیدی را آشکار کرد. در این هنگام ایتالیا پرچمدار طراحی فرم های مبلمان جدیدی شد که فردگرا و معنی دار بودند. گروهی از طرفداران ایتالیایی صندلی کیف لوبیا را طراحی کردند که تصور قبلی از صندلی به عنوان یک ساختار سخت و محکم را کنار گذاشت.
این صندلی در حقیقت کیفی از جنس وینیل بود که با گلوله های پلی اورتان پر شده بود. این صندلی هیچ فرمی نداشت بلکه فرم بدن شخصی را می گرفت که روی آن می نشست. بنابراین بسیار فردگرا بوده و فرم متغیر آن تقلیدی از روابط اجتماعی متغیر آن دوره بود. این مساله که صندلی باعث می شد فرم در ارتفاع کم و نزدیک به زمین بنشیند و تمام حالت های بدن را پوشش دهد به این معنی بود که با رفتار اجتماعی و سیاسی غیرجدی آن دوره نیز هماهنگ بود.

Bean bag

Bean bag

 

شرکت مهندسین چهارباغ

مؤلف: الهه اکبری